زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
 

وضع حروف





وضع حروف به موضوعٌ له حروف اطلاق می‌شود و در علم اصول فقه کاربرد دارد.


۱ - تعریف



وضع حروف، قرار دادن الفاظ حروف برای معانی حرفی است، مانند:حرف «مِن» که برای ابتدا در جمله «سرت من البصره» (یعنی ابتدای سیر، که شهر بصره می‌باشد) وضع شده است.

۲ - چند دیدگاه در وضع حروف



در این که حروف برای چه معنایی وضع شده است، دیدگاه‌های متعددی وجود دارد، از جمله:

۲.۱ - دیدگاه اول


مرحوم آخوند خراسانی معتقد است:موضوع له حروف با موضوع له اسمایی که هم سنخ آن‌ها می‌باشد، یکی است و تفاوت در چگونگی استعمال است؛ به این معنا که در اسما، معنا را به تنهایی اراده می‌کنند و در حروف، معنا را غیرمستقل و آلی لحاظ می‌کنند.

۲.۲ - دیدگاه دوم


گروهی برآنند که حروف برای هیچ معنایی وضع نشده است، بلکه صرفاً یک سلسله نشانه‌ها است که بر کیفیت و خصوصیتی در مدخول خود دلالت می‌کند، مانند:علامت رفع که بر فاعل بودن زید در جمله «ضرب زید»، دلالت می‌کند، ولی معنایی را افاده نمی‌کند.

۲.۳ - دیدگاه سوم


مشهور متأخران اصولی معتقدند موضوع له حروف با موضوع له اسمای هم سنخ خودشان کاملا متباین است و در اصل ذات و حقیقت از یکدیگر جدا هستند؛ به این معنا که اسما، برای معناهایی که ذاتاً استقلال دارند، وضع شده است؛ به خلاف حروف.

۲.۴ - دیدگاه چهارم


مرحوم محقق نائینی معتقد است معانی حروف، معانی ایجادی است و به وسیله آن‌ها، بین اجزای کلام پیوند ایجاد می‌شود.

۲.۵ - دیدگاه پنجم


شهید صدر معتقد است حروف برای مصداق ربط در کلام وضع شده است نه مفهوم آن‌ها.
[۱۰] محمدی، علی، شرح اصول فقه، ج۱، ص۳۹.
[۱۱] محمدی، علی، شرح اصول فقه، ج۱، ص۴۶.
[۱۸] شیرازی، محمد، الاصول، ج۱، ص۲۲-۲۱.
[۱۹] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۲، ص۵۵۴.


۳ - پانویس


 
۱. ↑ آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۱۱.    
۲. ↑ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۲۴-۲۳.    
۳. ↑ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۲۴-۲۳.    
۴. ↑ نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج۱و ۲، ص۵۰    
۵. ↑ صدر، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، ج۱، ص۲۴۶.    
۶. ↑ صدر، محمد باقر، دروس فی علم الاصول، ج۲، ص۶۸-۶۷.    
۷. ↑ صدر، محمد باقر، دروس فی علم الاصول، ج۱، ص۸۴-۸۳.    
۸. ↑ نائینی، محمد حسین، اجود التقریرات، ج۱، ص۲۱.    
۹. ↑ نائینی، محمد حسین، اجود التقریرات، ج۱، ص۲۸.    
۱۰. ↑ محمدی، علی، شرح اصول فقه، ج۱، ص۳۹.
۱۱. ↑ محمدی، علی، شرح اصول فقه، ج۱، ص۴۶.
۱۲. ↑ خمینی، روح الله، مناهج الوصول الی علم الاصول، ج۱، ص۶۸.    
۱۳. ↑ خمینی، روح الله، مناهج الوصول الی علم الاصول، ج۱، ص۸۰.    
۱۴. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۱، ص۴۵.    
۱۵. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۱، ص۴۳.    
۱۶. ↑ جزایری، محمدجعفر، منتهی الدرایة فی توضیح الکفایة، ج۱، ص۳۷.    
۱۷. ↑ آذری قمی، احمد، تحقیق الاصول المفیدة فی اصول الفقه، ص۸۶.    
۱۸. ↑ شیرازی، محمد، الاصول، ج۱، ص۲۲-۲۱.
۱۹. ↑ فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۲، ص۵۵۴.


۴ - منبع


فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۹۰۰، برگرفته از مقاله «وضع حروف».    


رده‌های این صفحه : مباحث الفاظ | وصع مفردات | وضع مفردات




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.